|
من زشت هستم وآینه غبار بی شکلی ام را زنی با این زشتی را باز می تاباند مهر باطل بر لبان چروکیده ام می زنم و منی که نتوانم پاک شوم پاره پاره و تکه تکه شوم مردی که مرا از پشت شیشه ها مبهوت وار نظاره می کند پاکیزه است پاکیزه و شفاف تسلیم حقیقت می شود به ناگهان آسیب پذیر شدم زخمی زخمی که آن مرد مرخصش می کند و جا می گذارم کسی را که به من چسبیده بود من می روم چیزی در چمدانم ندارم جز اندکی بیهودگی و کمی چسب زخم من می روم و چه خجولانه می روم خداحافظ ! خداحافظ
در غلظت تاریکی شب یک کبریت روشن می کنم برای دیدن لبانت و بعد تاریکی غلیظ برای در آغوش گرفتنت و به خاطر سپردن سیاهی چشمانت می شود یعنی ! عطش من با انحنای لبت را تداعی کرد می شود یعنی ؟؟؟ بدون هیچ پنهانی !
زندگی قشنگ و زیباست اما ما بدشانسیم باد درست جایی می وزد که ما در آن پناه گرفته ایم . ما بدشانسیم و کاری هم نمی شود کرد به هر ضیافتی که رفتیم قورباغه هایی که راه گم کرده بودند سر از لیوان های ما در آوردند
|
About![]()
این منم Archivesاردیبهشت 1388فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 مهر 1387 تیر 1387 خرداد 1387 Links
آهنگای ایرانی و خارجی
خدا كيست ؟ چيست ؟ كجاست ؟ |