تبليغاتX
بگذار بعضی روزها مال خودم باشم


















بگذار بعضی روزها مال خودم باشم

اینجا گوشه ای از ذهن من است

خوشامد نمی گویم

چون جای خوبی برای خنده های مرموز تو نیست

محکوم ام

به از دست دادن معصومیتی ناگهانی

به تمام مردان شهرم این را بگو

من زنی آفتاب دیده ام

دختری که مهتاب را تا شامگاه عمر قایم می کند

در این دنیای غم انگیز!!

+نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت20:22توسط بوسه با طعم توت فرنگی | |

تو از چشمم افتادی

مانند افتادن اشکی از چشمانم

بی هیچ پیوستگی

تنفر بی حساب هر روزم

و چشیدن طعم تلخ با تو بودن

دیگر جوانه زدن را نمی خواهم

بشنو اندوه مرا

بوی خاکستر نمناک من بلند شده است !!

می شنوی !

 

 

+نوشته شده در جمعه نهم اسفند 1387ساعت13:38توسط بوسه با طعم توت فرنگی | |